یکی از اهداف و برنامه های راهبردی رسانه های زرد در حوزه اطلاع رسانی به ویژه فضای مجازی “بزرگ نمایی عدم توفیقات، بی ارزش جلوه دادن اقدامات مثبت و مزیت ها و نا امید کردن مردم نسبت به اصلاح امور و حل مشکلات” است تا نگاه های مردمی را نسبت به عملکرد حاکمیت منطقه دلسرد کنند.
متاسفانه برخی از تیمهای رسانهای فعال در مقابل حملات پیدرپی و بیامان، عملکرد منفعل دارند، چرا که بیشتر تیم های رسانه ای با سیاست های اطلاع رسانی تعریف شده و تولید محتوای “خنثی و کنشی” در عرصه رسانه فعالیت می کنند و عدم توجه به ابعاد مختلف موضوع سبب “محتوا زدگی” و به دنبال آن عدم بی اعتمادی و کاهش مخاطبان می شود.
بی تردید دراین میان بهره گیری از خبرنگاران غیر تخصصی یا حرفه ای که هدف اول بودن را دنبال می کنند بدون استناد به صحت و سقم مطلب؛ محتوای منفی انتشار یافته در فضای مجاز را بازنشر می دهند که این امر مهم سبب شده تا تولیدات محتوایی در دام مغرضان، بدخواهان، معاندان و یا جبهه مخالفان قرار گیرد و ضمن عدم اعتماد سازی مردم به رسانه؛ باعث آسیب زدن به دستاوردهای مطرح شده در حوزه های مختلف شود.
رسانه ای که با دو محوریت اصلی “خنثی و کنشی” مسوولیت خطیر اطلاع رسانی را برعهده دارند، زمینه ساز ظهور رسانه های زرد می شود و به دنبال آن با هجمه های فراوان و جریان سازی رسانه ای؛ اقدامات و عملکرد سازمان مربوطه را بی تاثیر و بی اهمیت جلوه می دهد چرا که در این حوزه صرفا به انتشار اخبار امید بخش بسنده کرده و ابعاد دیگر به آگاهی عموم مردم رسانده نمی شود و این موضوع مهم بی اعتمادی مردم به رسانه مربوطه را به دنبال خواهد داشت.
همچنین آمار فراوانی و نوع ابزار رسانه ای محبوب و مخاطب پذیر با محتواهای “کنشی، واکنشی و خنثی” از مولفه های اصلی اطلاع رسانی موثر و ایجاد اعتماد در جامعه هدف است بنابراین برای بهره گیری از ابزارهای رسانه ای پر مخاطب نیازمند به “مطالعات جامعه شناسی” و آگاهی لازم از جامعه هدف خود هستیم؛ شناخت جامعه هدف درحوزه اطلاع رسانی زمینه ساز تدوین سیاست گذاری موثر رسانه ای و شیوه اطلاع رسانی تاثیر گذار در مخاطبان را فراهم می کند.
بی تردید ظرفیت های ایجاد شده و ابزارهای تحت اختیار حوزه های اطلاع رسانی دولتی؛ با یک مدیریت یکپارچه و سیاست رسانه ای هدفمند و مخاطب شناسی باعث ایجاد تحول در حوزه اطلاع رسانی اثربخش خواهد شد.
با مطالعات و فعالیت های پژوهشی و شناسایی مخاطبان جامعه هدف و نوع تولید محتوای “خنثی، مثبت، تهاجمی و تدافعی” می توان نقش تاثیر گذاری در فضای سایبری جهت آگاهی بخشی به عموم مردم جامعه به صورت گسترده عمل کرد.
رسانههایی مانند مطبوعات، پایگاههای خبری پربازدید محلی، خبرگزاریهای معتبر و رسانه ملی با توجه به گستردگی مخاطبان، شبکههای ملی، استانی و برونمرزی، اصلیترین مرجع اطلاعرسانی کشور محسوب میشوند و در مدیریت بحران نیز نقش مؤثرتری دارند.
راه کارهایی مانند “فرهنگسازی، بصیرتافزایی، داشتن برنامه مدون ارتباطی، تأکید بر مشروعیت و انصاف در اتخاذ مواضع و…” در مدیریت بحران و حتی پیشگیری از آن مؤثر خواهد بود.
رویارویی مناسب و به هنگام با وقوع بحرانهای سیاسی، تجسم تصویر پیشامدهای احتمالی برای مخاطبان، اقناع عمومی جامعه برای پذیرش شرایط بحران و…، میتواند مسئولان و مدیران رسانهای سازمان ها را برای برونرفت از بحرانهای سیاسی یاری رساند.
اقناع عمومی و جذب مخاطب از طریق اطلاعرسانی به موقع و شفاف سازی در اطلاع رسانی واقعیات به مردم. موضوعی است که برخی مواقع با انفعال و عملکرد دیر رسانهها و یا روابط عمومیهای سازمانها و نهادها در برابر حملات و هجمههای دروغ رسانههای زرد و مستقر در کشورهای غربی با هدف ضربه به اصلاحات اقتصادی و سیاسی و نادیدهگرفتن توانمندیها و موفقیتها، انجام میگیرد که در این میان جسارت بیان مشکلات و ارائه راه کارهای برون رفت از شرایط های موجود می تواند کمک بسزایی در حل مشکلات پیش رو باشد.
برای جلوگیری و یا کم رنگ شدن اهداف شوم رسانه های زرد “مغالطهکاری” به ویژه در شبکههای مجازی که به صورت گسترده فعالیت می کنند خود به عنوان یک منبع “دسته بندی در حیطه کاری غیرحرفهای” به آن استناد می شود.
در این روش یک دستاورد با یک ضعف حتی در نقطهای که به درجهبندی نمیرسد مقایسه و آنچنان این موضوع را برجسته میکنند که یک بزرگنمایی در حیطه خبری سبب میشود تا دستاورد اصلی نادیده گرفته شود و ضعف به قول معروف «پیچ و مهرهای» به عنوان یک مشکل حاد جلوه داده شود.
عملکرد رسانه واکنشی صحیح و به موقع به هجمه های منفی ساز مستلزم تشکیل کارگروه های تخصصی فضای مجازی است و تا مادامی که در حوزه شبکه های اجتماعی نتوانیم جریان سازی رسانه ای موفق و ارتباط موثری با جامعه هدف خود برقرار کنیم در نتیجه تولیدات محتوایی از اثربخشی کمتری برخوردار خواهند بود.
