مهدیه حمزهء طی یادداشتی در هفته نامه “رویکرد هفته کیش”، نوشت: تداوم فشارهای اقتصادی و موج های پیدرپی تورم، جامعه را از آرمانهای توسعه و پیشرفت دورکرده و بخش قابل توجهی از توان اجتماعی را به تلاش برای بقا و گذران روزمره معطوف ساخته است؛ در برخی مواقع نیز ترک جزیره و فرار از مشکلات و دغدغه های موجود در حوزه های مختلف صنفی؛ بهترین گزینه برای رهایی از شرایط موجودی است که هر کیشوندی را مجاب به ترک جزیره می کند.
این روزها سوله های نظارت و ارزیابی گمرک جمهوری اسلامی ایران مستقر در جزیره کیش بیانگر یک مهاجرت معکوسی را به تصویر می کشد که نشان از درماندگی اقتصادی کیش می باشد و در حال حاضر هیچ نسخه عملیاتی برای برون رفت از شرایط موجود نمی توان متصور شد.
روندی که پیامدهای آن فراتر از معیشت، به عرصه روانی و پیوندهای اجتماعی نیز سرایت کرده، به طوری که امروزه با رکود اقتصادی جزیره، ناشی از جنگ تحمیلی سوم را رقم زده و باید برای رونق بخشی اقتصادی و صنعت گردشگری کیش اقدامی راهبردی در حوزه حمل و نقل دریایی که بهترین جایگزین در نبود پروازها می باشد، اندیشید.
در سال های اخیر و در میان کشمکشهای اقتصادی، آنچه بیش از هر چیز به چشم می خورد، تغییر جهت اولویتهای جامعه از آینده سازی به بقاست. در شرایطی که زمانی چشم انداز جمعی جامعه بر ساختن فردای روشن جزیره کیش متمرکز بود، اکنون بخش قابل توجهی از کیشوندان تمام ظرفیت خود را صرف مقابله با موج های پیدرپی تورم و عدم قطعیت های اقتصادی که بیشتر در حوزه اجاره بهاء مسکن و … نمود پیدا کرده و از سویی دیگر دریافت مالیات های سنگین و عدم هزینه کردن ان در جزیره به دغدغه های اقتصادی مردم این منطقه افزوده است.
تسهیلات بانکی دریافتی از سوی غرفه داران، کارآفرینان و برخی از فعالان اقتصادی در سایه فقدان چرخه فعالیت صنعت گردشگری و اقتصادی کیش بر این مهم نیز صحه گذاشته است.
بی تردید این تغییر صرفا یک جابهجایی در اولویتهای معیشتی نیست، بلکه نشانهای از تحولی عمیق در زیست روانی و روابط اجتماعی جامعه به شمار میآید؛ تحولی که میتواند پیامدهای بلند مدتی بر نگرش عمومی و سرمایه اجتماعی داشته باشد. سرمایه های اجتماعی که در بیشتر صنف های مختلف تعدیل شدند و در شرایط اقتصادی و معیشتی حاضر به دنبال شغل جدید هستند تا بتوانند امرار و معاش کنند.
باید بر این مهم اذعان داشت که تورم فزاینده نه تنها سفره خانوارها را کوچکتر کرده، بلکه افق نگاه بسیاری از مردم را نیز محدود ساخته است. در اقتصادی که قیمت ها به طور مداوم تغییر میکند و ثبات شغلی برای بسیاری از افراد به رویایی دور دست تبدیل شده، طبیعی است که دغدغه اصلی کیشوندان از برنامه ریزی برای سال های آینده به عبور از چالشهای امروز تغییر کند.
در این یکی از نگران کننده ترین ابعاد این وضعیت، عادی شدن فشارهای اقتصادی در ذهن جامعه است. تکرار تکانه های معیشتی میتواند نوعی سازگاری ناگزیر با ناپایداری ایجاد کند و در نهایت نسبت به خروج از جزیره و به دنبال آن کمبود نیروی انسانی در این منطقه منتج شود؛ وضعیتی که بیش از آنکه نشانه تاب آوری باشد، بیانگر خستگی و فرسودگی اجتماعی است.
به طور حتم گره های اقتصادی تنها در شاخص هایی مانند نرخ ارز یا آمارهای رسمی خلاصه نمیشود، بلکه بازگرداندن حس امنیت اقتصادی و امید به آینده در میان کیشوندان از مهمترین ضرورت ها است. کیشوندان زمانی میتوانند به آینده امیدوار باشند که باورکنند تلاش و ماندن در جزیره میتواند به نتیجهای قابل تصور و شایسته منجر شود.
بنابراین سیاستگذاری های اقتصادی باید فراتر از اعداد و شاخصهای آماری، به واقعیت های ملموس زندگی مردم توجه کند؛ چرا که اقتصاد، علاوه بر محاسبات و داده ها، با کیفیت زندگی، کرامت انسانی و امید اجتماعی نیز پیوندی مستقیم دارد.
