رویکردهفته کیش: رابطه میان رسانهها و یک مقصد شناختهشده مانند جزیره زیبای کیش نگین همیشگی خلیج فارس، معمولاً فراتر از یک رابطه ساده میان تولید و انتشار خبر است؛ چراکه هر روایتی که درباره این جزیره منتشر میشود، بخشی از تصویری را شکل میدهد که مخاطبان از کیش و حتی از جایگاه آن در تصویر ملی ایران در ذهن متبادر میکنند. در واقع، رسانهها تنها نقش آفرینانه رویدادها نیستند، بلکه در فرآیند معرفی ویژگیها، ظرفیتها و هویت یک منطقه نیز تاثیرگذار هستند.
عضو شورای اطلاعرسانی دولت در خصوص نقش محوری رسانه ها به عنوان رویتگران اصلی جزیره کیش را به عنوان “ایران کوچک” در ذهن افکار عمومی به تصویر می کشند، گفت: رسانهها در کنار حفظ استقلال و هویت حرفهای خود باید نسبت به پیامدهای اجتماعی و اقتصادی روایتها؛ مسئولانه عمل کنند. این سخنان، دو مفهوم مهم را توصیف می کند؛ از یک سو استقلال حرفهای رسانه ها که یکی از پایههای فعالیت رسانهای محسوب میشود و از سوی دیگر توجه به آثار و بازتاب محتواهای اجتماعی و اقتصادی می باشد در هویت بخشی برند کیش حائز اهمیت است، رسانه مستقل باید هویت رسانهای خود را حفظ کند و در عین حال، نسبت به آثار اجتماعی و اقتصادی روایتهای خود مسئولانه عمل کند.
این باز تعریف از رسانه ها، بر ایجاد تعادل میان دو وظیفه مهم تأکید دارد؛ رسانهای که از یک سو استقلال حرفهای خود را حفظ میکند و از سوی دیگر، تأثیر روایتهای خود بر جامعه و فضای اقتصادی را نیز در نظر میگیرد. چنین نگاهی، نه به معنای محدود شدن نقش رسانه است و نه به معنای بیتوجهی به مسئولیتهای اجتماعی آن، بلکه بر این نکته تأکید دارد که فعالیت رسانهای، در کنار انتقال اطلاعات، با شکلدهی به برداشت عمومی از یک منطقه نیز ارتباط دارد.
در مورد کیش، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا این جزیره تنها یک مقصد گردشگری یا یک منطقه اقتصادی نیست، بلکه به دلیل شناختهشدن در سطح ملی، بخشی از تصویری است که بسیاری از مخاطبان از توانمندیها، فرصتها و ویژگیهای مناطق آزاد کشور دارند. از این منظر، روایت رسانهای درباره کیش، میتواند در معرفی ظرفیتهای آن و تقویت شناخت عمومی نسبت به این منطقه نقشآفرین باشد.
طباطبایی افزود: رسانه هنگام تولید و انتشار خبر باید به این موضوع توجه داشته باشد که محتوای منتشرشده تا چه اندازه به آرامش جامعه و حل مسئله کمک میکند. معیار اثرگذاری رسانه نباید صرفا میزان بازدید و بازنشر یک محتوا باشد، بلکه پیامدهای آن برای مردم و منافع بلندمدت جزیره نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
این بخش از سخنان او، به موضوع مهمی در فضای رسانهای امروز اشاره دارد؛ اینکه سنجش موفقیت یک محتوا تنها بر اساس میزان دیدهشدن آن انجام نشود و ابعاد کیفی اثرگذاری نیز مورد توجه قرار گیرد. در عرصه رسانهای امروز، شاخصهایی مانند میزان بازدید، بازنشر و واکنش مخاطبان، بخشی از ارزیابی عملکرد محتوا را تشکیل میدهند، اما در کنار این شاخصها، میزان ارتباط یک روایت با نیازهای واقعی جامعه و توانایی آن در روشنتر کردن مسائل نیز اهمیت پیدا میکند.
در چنین نگاهی، رسانه میتواند علاوه بر اطلاعرسانی، به ایجاد شناخت دقیقتر از مسائل و ظرفیتهای یک منطقه کمک کند. بهویژه در مورد مناطقی مانند کیش که تصمیمهای اقتصادی، گردشگری و اجتماعی درباره آن تا حدی تحت تأثیر تصویر عمومی شکل میگیرد، کیفیت روایتها و میزان دقت در انتقال اطلاعات، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
وی با تأکید بر جایگاه ملی کیش چنین بیان می کند که بازتاب گسترده اخبار جزیره در میان افکار عمومی و نهادهای مختلف نشان دهنده آن می باشد که کیش بخشی از تصویر ایران است و میتوان از این جایگاه برای معرفی هرچه بیشتر ظرفیتها، توانمندیها و ویژگیهای هویتی جزیره بهره گرفت.
این بخش از سخنان طباطبایی، توجه به نقش رسانه در شکلدهی به تصویر عمومی کیش را برجسته میکند. گستردگی بازتاب اخبار این جزیره، نشاندهنده آن است که روایتهای مرتبط با کیش تنها در محدوده جغرافیایی خود باقی نمیمانند و میتوانند در سطح ملی نیز مورد توجه قرار گیرند. همین ویژگی، فرصت مهمی برای معرفی توانمندیهای اقتصادی، گردشگری، اجتماعی و هویتی جزیره فراهم میکند.
در چنین شرایطی، هر رسانهای که درباره کیش تولید محتوا میکند، در عمل بخشی از روایت گستردهتری را شکل میدهد که مخاطبان از این منطقه در ذهن خود خواهند داشت. به همین دلیل، توجه به دقت، جامعیت و واقعگرایی در روایتها اهمیت پیدا میکند؛ چراکه تصویر عمومی یک منطقه، حاصل مجموعهای از همین روایتهای پراکنده و پیوسته است. کیش به واسطه جایگاه خود در ذهن مردم ایران، ظرفیت آن را دارد که از فضای رسانهای برای معرفی فرصتها، دستاوردها و ویژگیهای متمایز خود بهره بیشتری ببرد.
طباطبایی ادامه داد: توانایی جامعه برای حفظ جریان زندگی و ادامه مسیر، سرمایهای ارزشمند است و کیش نیز میتواند با نمایش آرامش، ایستادگی و پویایی خود، تصویری ماندگار از این ظرفیت ارائه کند.
این بخش از سخنان او، به بُعد اجتماعی و انسانی روایت رسانهای از کیش توجه دارد. تصویر یک منطقه تنها از طریق اخبار اقتصادی، پروژههای عمرانی یا آمارهای رسمی شکل نمیگیرد، بلکه نحوه بازتاب زندگی مردم، پویایی اجتماعی و توان جامعه برای ادامه فعالیتهای روزمره نیز در شکلگیری این تصویر مؤثر است.
از این منظر، رسانه میتواند بخشی از واقعیت اجتماعی یک منطقه را به مخاطبان نشان دهد؛ واقعیتی که در آن، ظرفیتهای انسانی و اجتماعی در کنار دیگر توانمندیهای اقتصادی و گردشگری قرار میگیرند. نمایش این ابعاد، به مخاطب کمک میکند شناخت کاملتری از یک منطقه به دست آورد و کیش را تنها از زاویه یک مقصد اقتصادی یا گردشگری مشاهده نکند.
مدیر مقتدر و قدرتمند از نگاه عضو شورای اطلاع رسانی دولت؛ استقبال مسئول مربوطه از نقد رسانه ای می باشد و در نشستهای تخصصی باید دیدگاهها و نقدها بهصورت صریح مطرح شود. در کنار این موضوع، توجه به جایگاه و تصویر عمومی کیش نیز ضروری است؛ زیرا تقویت این تصویر به نفع مردم، فعالان اقتصادی و آینده جزیره خواهد بود.
این بخش از سخنان طباطبایی، موضوع نقد رسانهای را در کنار اهمیت تصویر عمومی کیش قرار میدهد. در یک فضای رسانهای حرفهای، نقد میتواند ابزاری برای طرح مسائل، انتقال دیدگاهها و ایجاد فرصت برای بررسی دقیقتر موضوعات باشد. از سوی دیگر، توجه به تصویر عمومی یک منطقه نیز بخشی از واقعیت مدیریت و توسعه آن محسوب میشود؛ زیرا برداشت عمومی از یک منطقه میتواند بر تصمیمهای اقتصادی، گردشگری و اجتماعی اثرگذار باشد.
تعریف مدیر مقتدر بهعنوان مدیری که از نقد استقبال میکند، نشاندهنده اهمیت ارتباط دوسویه میان مدیریت و رسانه است. در چنین مدلی، رسانه امکان طرح دیدگاهها و مسائل را دارد و مدیر نیز با بهرهگیری از این دیدگاهها میتواند شناخت دقیقتری از شرایط موجود به دست آورد. این ارتباط، زمانی اثربخشتر خواهد بود که نقدها بر پایه اطلاعات، شناخت موضوع و هدف بهبود شرایط مطرح شوند.
وی با اشاره به مطالعات انجامشده درباره تجربه جوامع در دورههای مختلف تاریخی افزود: بررسی تجربه ملتها نشان میدهد جوامعی توانستهاند با موفقیت مسیر خود را ادامه دهند که همکاری را در بالاترین سطح ممکن شکل داده و با اتکا به این همکاری، دستاوردهایی فراتر از گذشته ایجاد کردهاند.
اشاره به تجربه جوامع مختلف در این بخش، بر اهمیت همکاری میان بخشهای مختلف جامعه تأکید دارد. در موضوعاتی مانند معرفی هویت و برند یک منطقه، هیچ مجموعهای بهتنهایی نمیتواند تمام ابعاد روایت را شکل دهد. مدیران، رسانهها، فعالان اقتصادی و جامعه محلی، هر کدام بخشی از این تصویر را میسازند و میزان هماهنگی میان آنها میتواند بر کیفیت و اثرگذاری این تصویر تأثیرگذار باشد.
در مورد کیش نیز، همکاری میان این گروهها میتواند به شکلگیری روایتهایی منسجمتر درباره ظرفیتها، فرصتها و ویژگیهای جزیره کمک کند. رسانهها با دسترسی به افکار عمومی، مدیران با توان اجرایی و سیاستگذاری، فعالان اقتصادی با تجربه میدانی و مردم با تجربه زیسته خود، هر کدام اطلاعات و دیدگاههایی دارند که در کنار هم میتواند شناخت کاملتری از واقعیتهای یک منطقه ارائه دهد.
به گفته طباطبائی، رسالت رسانه صرفا بیان و توضیح یک مسئله نیست؛ رسانه میتواند ارتباطی دوسویه میان جامعه و مدیران ایجاد کند و با انتقال موضوعات، صحتسنجی اطلاعات و پیگیری اقدامات، به دستیابی به نتیجه کمک کند.
این تعریف از نقش رسانه، جایگاه آن را از یک ناظر فراتر میبرد. در این نگاه، رسانه تنها وظیفه انعکاس رویدادها را بر عهده ندارد، بلکه میتواند میان مطالبات جامعه و ظرفیت پاسخگویی مدیران ارتباط برقرار کند. چنین نقشی، رسانه را به بخشی از چرخه شناخت، پیگیری و حل مسائل تبدیل میکند؛ چرخهای که در آن، موضوعات مطرحشده در جامعه میتوانند مسیر مشخصتری برای بررسی و رسیدگی پیدا کنند.
نقش دوسویه رسانه در این چارچوب، به معنای جایگزین شدن آن با نهادهای اجرایی نیست، بلکه به معنای ایجاد ارتباط مؤثرتر میان جامعه و مدیران است. رسانه میتواند مسائل موجود را به شکل دقیقتر مطرح کند، اطلاعات را بررسی کند و زمینهای فراهم آورد تا موضوعات مهم در مسیر گفتوگو و پیگیری قرار گیرند.
رسانهها میتوانند موضوعات را برای بررسی و پیگیری به مدیران منعکس کنند و در این خصوص طباطبایی چنین عنوان می کند که پس از انجام اقدامات لازم، روایت کاملی از طرح موضوع، پیگیری رسانه و نتیجه حاصلشده در اختیار مخاطبان قرار دهند.
این بخش از سخنان طباطبایی، به اهمیت کامل شدن چرخه اطلاعرسانی اشاره دارد. در بسیاری از موارد، یک موضوع زمانی برای مخاطب اهمیت بیشتری پیدا میکند که مسیر آن از زمان طرح مسئله تا نتیجه نهایی نیز روایت شود. انعکاس اولیه یک دغدغه، آغاز یک مسیر است و پیگیری آن تا رسیدن به نتیجه، بخش دیگری از مسئولیت رسانهای محسوب میشود.
چنین الگویی، رسانه را از جایگاه صرفاً انتشاردهنده خبر به جایگاهی فعالتر در فرآیند پیگیری مسائل نزدیک میکند. طرح موضوع، بررسی، انتقال به مدیران، پیگیری اقدامات و اطلاعرسانی درباره نتیجه، مجموعهای از مراحلی است که میتواند به افزایش اعتماد مخاطبان کمک کند؛ زیرا مخاطب تنها با یک خبر اولیه مواجه نیست، بلکه روند دنبال شدن یک موضوع را نیز مشاهده میکند.
طباطبایی افزود: همراهی و پشتیبانی حرفهای رسانهها میتواند توان مدیران کیش را برای پیگیری مطالبات جزیره در وزارتخانهها و دستگاههای مختلف، از جمله در موضوعات مرتبط با گمرک، افزایش دهد و زمینه دستیابی به نتایج مطلوبتر را فراهم کند. این مهم بُعد عملی نقش رسانه را مورد توجه قرار میدهد. رسانه در این نگاه، تنها ابزاری برای انتقال اخبار داخلی جزیره نیست، بلکه میتواند در معرفی ظرفیتها و پیگیری موضوعاتی که نیازمند هماهنگی میان سطوح مختلف مدیریتی هستند نیز نقش داشته باشد. بازتاب دقیق مسائل، معرفی ظرفیتهای موجود و همراهی حرفهای با مدیران در مسیر پیگیری مطالبات، میتواند به تقویت جایگاه یک منطقه در سطح ملی کمک کند.
رسانهای که استقلال حرفهای خود را حفظ میکند، در عین حال نسبت به آثار روایتهای خود نیز توجه دارد؛ رسانهای که علاوه بر بیان مسائل، مسیر پیگیری آنها را دنبال میکند و در معرفی ظرفیتهای یک منطقه نیز نقشآفرین است. چنین نگاهی، جایگاه رسانه را بهعنوان یکی از عناصر مؤثر در معرفی کیش و تقویت شناخت عمومی نسبت به این جزیره پررنگتر میکند.
