هفته نامه رویکرد کیشهفته نامه رویکرد کیشهفته نامه رویکرد کیش
  • خانه
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • گردشگری
  • رسانه
  • نسخه های PDF
خواندن: رسانه، چراغی که نباید خاموش شود
اشتراک گذاری
ورود
اعلان نمایش بیشتر
تغییردهنده سایز فونتAa
هفته نامه رویکرد کیشهفته نامه رویکرد کیش
تغییردهنده سایز فونتAa
  • خانه
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • گردشگری
  • رسانه
  • نسخه های PDF
Search
  • خانه
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • گردشگری
  • رسانه
  • نسخه های PDF
Have an existing account? ورود
ما را دنبال کنید
  • تبلیغات
© 2022 Foxiz News Network. Ruby Design Company. All Rights Reserved.
هفته نامه رویکرد کیش > یادداشت سردبیر > رسانه، چراغی که نباید خاموش شود
یادداشت سردبیر

رسانه، چراغی که نباید خاموش شود

habib hamzeh
آخرین به روز رسانی: مرداد ۱۷, ۱۴۰۵ ۹:۱۰ ق٫ظ
habib hamzeh
اشتراک گذاری
8 دقیقه زمان مطالعه
اشتراک گذاری

یادداشت/مهدیه حمزه

در دنیایی که هر روز میلیون‌ها خبر، تصویر و شایعه از هزاران کانال و صفحه وب به سمت ما سرازیر می‌شود، شاید این پرسش عجیب به‌نظر برسد که چرا باید هنوز درباره اهمیت رسانه و مطبوعات نوشت. مگر نه اینکه هر شهروندی امروز با یک گوشی همراه، خودش تولیدکننده و ناشر خبر است؟ اما دقیقاً همین فراوانی بی‌سابقه اطلاعات است که اهمیت رسانه حرفه‌ای و مسئول را بیش از هر زمان دیگری آشکار می‌کند.

رسانه در بنیادی‌ترین کارکرد خود، چشم و گوش جامعه است. مردم رویدادهای دور از دسترس مستقیم خود را از طریق رسانه می‌بینند و می‌شنوند؛ تصمیم‌های اقتصادی، سیاست‌های کلان، بحران‌های اجتماعی و حتی سرنوشت همسایگی که کیلومترها دورتر زندگی می‌کند. بدون رسانه، جامعه به مجموعه‌ای از افراد پراکنده و بی‌اطلاع از یکدیگر تبدیل می‌شود که هیچ تصویر مشترکی از واقعیت اطراف خود ندارند.

اما نکته مهم‌تر این است که رسانه حرفه‌ای فقط «انتقال‌دهنده» اطلاعات نیست؛ روشنگر است. در عصری که خبر خام از هر گوشه‌ای بیرون می‌زند، آنچه یک جامعه را واقعاً آگاه می‌کند، نه انبوه اطلاعات پراکنده، بلکه تحلیل، زمینه‌سازی و معناسازی از دل آن انبوه است. یک خبر تنها یک نقطه است؛ این رسانه مسئول است که نقطه‌ها را به تصویری قابل‌فهم از واقعیت متصل می‌کند.

نمونه این روزها را کم نداریم. همین اواخر، پخش گفت‌وگوی تلویزیونی یکی از مقامات ارشد کشور درباره جزئیات یک تفاهم مهم دیپلماتیک، در میانه راه و بدون هیچ توضیحی متوقف شد؛ و بعدتر روشن شد که بخش‌های قابل‌توجهی از آن گفت‌وگو پیش از پخش هم حذف شده بود. آنچه این ماجرا را به یک نمونه درس‌آموز تبدیل می‌کند، خودِ حذف نیست، بلکه واکنشی است که به دنبال داشت: پرسش‌های پیاپی افکار عمومی، اعتراض نهادهای مربوطه، و بار دیگر طرح این پرسش بنیادین که رسانه باید روایتگر واقعیت باشد یا گزینشگر آن؟ این ماجرا به‌خوبی نشان می‌دهد که در روزگار ما، حتی «قطع یک پخش» یا «حذف چند دقیقه» به‌سرعت خودش تبدیل به خبر روز می‌شود؛ چون مخاطب امروز دیگر منفعل نیست و غیبت یک اطلاعات را به همان اندازه حضورش، رصد می‌کند.

در سال‌های اخیر، با گسترش شبکه‌های اجتماعی، مرز میان «خبر» و «شایعه» بسیار کمرنگ شده است. هرکسی می‌تواند ادعایی را منتشر کند، بدون آنکه ملزم به راستی‌آزمایی، ذکر منبع، یا پاسخ‌گویی در برابر آن باشد. در چنین فضایی، رسانه‌های حرفه‌ای، روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها و رسانه‌های دارای هیئت تحریریه نقشی حیاتی‌تر از همیشه پیدا کرده‌اند: پالایش اطلاعات، جداسازی واقعیت از جعل و ارائه تحلیلی که به مخاطب کمک کند بفهمد این خبر «چه معنایی» برای زندگی او دارد.

این دقیقاً همان چیزی است که یک یادداشت یا سرمقاله خوب در یک روزنامه ارائه می‌دهد؛ نه صرفاً بازگویی یک رویداد، بلکه کاوش در لایه‌های پنهان آن، طرح پرسش‌های نپرسیده و کمک به خواننده برای شکل دادن به دیدگاهی مستقل و آگاهانه. یکی از کارکردهای بنیادین مطبوعات آزاد و مسئول، نظارت بر قدرت است. رسانه‌ای که جرأت پرسیدن دارد، که پیگیر پاسخ‌گویی مسئولان است، که کاستی‌ها را بدون هراس بازتاب می‌دهد، در واقع یکی از سالم‌ترین سازوکارهای یک جامعه پویا را فعال نگه می‌دارد. تجربه تاریخی نشان داده که هرجا مطبوعات ضعیف یا خاموش شده‌اند، فساد و بی‌مسئولیتی فرصت رشد بیشتری یافته‌اند؛ و هرجا رسانه فعال و مستقل بوده، شفافیت و پاسخ‌گویی نیز افزایش یافته است.

از همین‌روست که آسیب دیدن مطبوعات چه از طریق فشار مالی و امنیتی و چه از طریق کاهش اعتماد عمومی تنها ضرری به یک صنف خاص نیست، بلکه خسارتی است که کل جامعه متحمل می‌شود. جامعه‌ای که رسانه مستقل و حرفه‌ای نداشته باشد، در واقع بخشی از توان خود برای خودآگاهی و اصلاح را از دست می‌دهد.

در کشور ما، رسانه‌های رسمی و به‌ویژه رسانه ملی، مسئولیتی دوچندان دارند؛ چراکه بخش بزرگی از جامعه هنوز آن‌ها را منبع اصلی اطلاع‌رسانی می‌داند. این جایگاه، هم فرصت بزرگی است و هم مسئولیتی سنگین. اعتماد عمومی، سرمایه‌ای است که به‌کندی ساخته می‌شود اما به‌سرعت از دست می‌رود؛ و یک رسانه تنها زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را ایفا کند که مخاطب، بدون تردید، صداقت و دقتش را باور داشته باشد.

تجربه ماه‌های اخیر نشان داده که وقتی رسانه رسمی در روایت یک رویداد بزرگ، از شفافیت فاصله می‌گیرد، این خلأ را رسانه‌های دیگر چه داخلی و چه خارجی به‌سرعت پر می‌کنند؛ و آنگاه بازپس‌گیری اعتماد ازدست‌رفته، سال‌ها زمان می‌برد.

نکته جالب این است که اهمیت رسانه فقط به پایتخت و کلان‌شهرها محدود نمی‌شود. حتی جزیره‌ای کوچک در دل آب‌های جنوب کشور، جایی که هر روز صدها گردشگر و سرمایه‌گذار از سراسر ایران و جهان به آن سفر می‌کنند و اقتصادش با گردشگری، تجارت آزاد و رفت‌وآمد دائمی آدم‌ها گره خورده نیز، به رسانه محلی خودش نیاز دارد؛ رسانه‌ای که قیمت‌ها را شفاف کند، مشکلات زیرساختی را بازتاب دهد، از حقوق ساکنان و مسافران دفاع کند و صدای دورافتاده‌ترین نقطه جغرافیایی را هم به گوش تصمیم‌گیران برساند.

در چنین مناطقی، نبود یک رسانه محلی فعال به معنای آن است که بسیاری از مسائل واقعی، هرگز فرصت دیده‌شدن پیدا نمی‌کنند؛ این خود گواهی است بر اینکه رسانه، از مرکز تا دورافتاده‌ترین جزیره، نقشی یکسان و ضروری دارد.

با وجود گسترش بی‌سابقه فضای مجازی، هنوز جایگاه ویژه‌ای برای مطبوعات مکتوب و تحلیلی باقی مانده است. شبکه‌های اجتماعی در سرعت انتقال خبر بی‌رقیب‌اند، اما در عمق، دقت و مسئولیت‌پذیری، معمولاً جای خالی رسانه حرفه‌ای احساس می‌شود.

مطلبی کوتاه و پرشتاب در یک شبکه اجتماعی می‌تواند توجه لحظه‌ای جلب کند، اما این یادداشت تحلیلی یک روزنامه است که می‌تواند زمینه، پیشینه و پیامدهای یک رویداد را برای خواننده روشن کند.

اهمیت رسانه و مطبوعات را نباید تنها در روزهای مناسبتی به یاد آورد. جامعه‌ای که می‌خواهد آگاهانه تصمیم بگیرد، که می‌خواهد در برابر شایعه و اطلاعات نادرست مصون بماند و می‌خواهد صدای خود را در ساختار قدرت به گوش همگان برساند، به رسانه‌ای مستقل، مسئول و حرفه‌ای نیاز دارد؛ از رسانه ملی گرفته تا کوچک‌ترین نشریه محلی در یکی از نقاط دور کشور. حمایت از این رسانه‌ها چه در سطح سیاست‌گذاری و چه در سطح اعتماد مخاطب همواره سرمایه‌گذاری بر آینده آگاهی جمعی یک ملت است؛ چراغی که تا روشن است، جامعه راه خود را در تاریکی گم نمی‌کند.

این مقاله را به اشتراک بگذارید
Copy Link Print
اشتراک گذاری
پیام بگذارید پیام بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های اخیر

  • از جلسه تا نتیجه؛ آیا کیش واقعا در مسیر تحول قرار گرفته است؟
  • کیش اگر دست ما بود و امروز قرار بر ساختن کیش را داشتیم، چه چیزهایی را نمی‌ساختیم؟
  • هفته نامه شماره۱۷۰هفته دوم شهریورماه۱۴۰۵
  • کیش نیازمند گذار از اقتصاد تک‌محوری به اقتصاد دانش‌بنیان است
  • هفته نامه شماره۱۶۹هفته سوم مردادماه ۱۴۰۵

کامنت های اخیر

  1. porntude در چرخه ادامه دار رزومه‌سازی در برخی از انتصابات
  2. CharlesToOna در دانش آموختگان فاقد مهارت از دانشگاه‌های تئوری محور
  3. شایان شعبانی زاده در هفته نامه شماره۱۱۳دی‌ماه۱۴۰۳
  4. علی اکبر سلیمی در انتصاب سرپرست مدیریت روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان منطقه آزاد کیش
  5. جمشید بهرامی در مشارکت بیش از صد و سی نفر از ساکنان کیش در سرشماری آهوان
هفته نامه رویکرد کیشهفته نامه رویکرد کیش
ما را دنبال کنید
هفته نامه رویکرد کیش
Welcome Back!

Sign in to your account