رویکرد هفته کیش: نقش رسانهها در معرفی و تقویت ظرفیتهای یک منطقه، معمولاً فراتر از انتقال اخبار است؛ چراکه نحوه روایت یک رویداد، میتواند به همان اندازه خود رویداد در شکلگیری تصمیمهای اقتصادی و اجتماعی مؤثر واقع شود. این ویژگی، درباره کیش با توجه به جایگاه ملی و شناخته شده جزیره، اهمیت بیشتری پیدا میکند. روایتگری حرفهای و مسئولانه رسانهها، تنها به انعکاس رخدادهای روزانه محدود نیست، بلکه یکی از مهمترین ابزارهای معرفی و تقویت ظرفیتهای بالقوه کیش به شمار میآید؛ ظرفیتی که با بازتاب دقیق واقعیتها، معرفی فرصتها و امیدآفرینی مؤثر، میتواند به رونقبخشی اقتصادی و توسعه گردشگری جزیره شتاب بیشتری بدهد. از همین رو، کیفیت روایت های رسانهای جزء لاینفک روند توسعه منطقه ای ارزیابی می شود، زیرا هر خبر و هر روایت، بخشی از تصویری است که مخاطبان از کیش در ذهن خود شکل میدهند.
محمد کبیری در این خصوص بر لزوم اهمیت همافزایی میان مدیران، فعالان اقتصادی، اصحاب رسانه و فعالان فضای مجازی تاکید داشته و این مهم را به عنوان سه رکن اصلی در حوزه سرمایه راهبردی کیش توصیف کرده و بیان داشته است: اتکا به ظرفیتهای ارزشمند انسانی، همراهی بخش خصوصی و اعتماد مردم، زمینهساز عبور موفق از شرایط مختلف و دستیابی به رشد و شکوفایی در این منطقه خواهد شد.
قرار گرفتن رسانه در کنار دو رکن دیگر، یعنی مدیران و فعالان اقتصادی، نشان میدهد نگاه او به رسانه صرفاً به عنوان یک ابزار برای اطلاعرسانی یک سویه نیست، بلکه آن را یکی از اجزای اثرگذار در مسیر توسعه جزیره میداند. چنین برداشتی، جایگاه رسانه را از فرایند انعکاس اخبار فراتر میبرد و آن را در کنار دیگر ارکان، به عاملی مؤثر در معرفی ظرفیتها، شکلدهی به تصویر عمومی و تقویت اعتماد نسبت به آینده کیش تبدیل میکند. همین نگاه، رسانه را نه یک بازتابدهنده رخدادها، بلکه بخشی از زنجیرهای میداند که میتواند در معرفی فرصتهای اقتصادی، گردشگری و سرمایهگذاری نقشی مهم و راهبردی ایفا کند؛ جایگاهی که معمولاً در گفتمان مدیریتی مناطق مختلف کشور، کمتر با این صراحت برای رسانهها مورد توجه قرار گرفته است.
با این حال، برای درک کامل این موضوع باید آن را از چند زاویه بررسی کرد. نخستین گام بررسی؛ ظرفیت بالقوه خود روایتگری رسانهای بازمیگردد. اخباری که درباره کیش منتشر میشوند، اگر در چارچوبی هماهنگ و هدفمند و ابزاری برای معرفی نظاممند فرصتهای اقتصادی، گردشگری و زیرساختی جزیره شکل بگیرند. در چنین شرایطی، هر خبر از قالب یک گزارش مستقل خارج میشود و در کنار سایر روایتها، بخشی از تصویری منسجم از ظرفیتهای کیش را شکل میدهد؛ تصویری که در طول زمان میتواند شناخت دقیقتر و کاملتری از قابلیتهای جزیره در اختیار مخاطبان قرار دهد.
این ظرفیت، برای دستیابی به حداکثر اثربخشی، نیازمند هماهنگی و انسجام بیشتر در فرآیند اطلاعرسانی است. وجود یک کارگروه اطلاعرسانی منسجم در شرایط های بحرانی میتواند جریان اخبار را در طول زمان، متناسب با اولویتهای اعتبارسنجی محتوایی و با حفظ هماهنگی میان منابع مختلف، هدایت کند. در چنین شرایطی، روایتهای دقیق و صادقانه رسانهها نیز به جای آنکه بهصورت پراکنده انعکاس بیابند و برداشت های مختلفی که به اقتضای شرایط های خاص منطقه ای به مخاطب القاء کند در کنار یکدیگر تصویری منسجمتر و کاملتر از ظرفیتهای موجود و شرایط حاکم بر جامعه را به مخاطبان جامعه هدف ارائه خواهند داد. هماهنگی در اطلاعرسانی، به معنای یکسانسازی روایتها نیست، بلکه میتواند به همافزایی میان رسانهها کمک کند تا هر یک، ضمن حفظ استقلال حرفهای خود، بخشی از یک تصویر جامعتر را برای مخاطبان ترسیم کنند. به همین دلیل، هر اندازه این هماهنگی بیشتر باشد، آن هم به جزء در شرایط های خاص منطقه ای می تواند در معرفی فرصتهای اقتصادی، گردشگری و سرمایهگذاری کیش نیز با انسجام و اثرگذاری بیشتری همراه شود.
بنابراین گزارش اگر از یک زوایه دیگری به این موضوع مهم نگاه کنیم باید به نقش نقادانه رسانهای در این معادله توجه کنیم. به گفته کبیری، وظایف محوله در ساختار سازمانی امانتی ارزشمند است که در ایفای نقش محوری خود باید از هیچ تلاشی دریغ نکرد و بیان داشته است که از نخستین روز حضور در این جزیره، خود را عضوی از خانواده بزرگ کیش و مسئول در برابر کیشوندان، فعالان اقتصادی، سرمایهگذاران و آینده این منطقه دانستهام.
چنین نگاهی به حوزه مسئولیت سازمانی، این برداشت را تقویت میکند که رسانه در این چارچوب، تنها وظیفه انتشار اخبار را بر عهده ندارد، بلکه بهعنوان یکی از اجزای اثرگذار در مسیر توسعه، میتواند با طرح دیدگاههای کارشناسی و نقدهای حرفهای، در بهبود روندها نیز نقش داشته باشد. وقتی رسانه ها در کنار مدیران و فعالان اقتصادی بهعنوان یکی از ارکان مؤثر معرفی میشود، طبیعی است که نقش آن نیز فراتر از انعکاس رویدادها تعریف و به بستری برای انتقال تجربهها، دیدگاهها و پیشنهادهای تخصصی تبدیل شود.
کبیری در ادامه بر همین موضوع تأکید کرده و گفته است: نقد حرفهای، منصفانه و راهگشا زمینه اصلاح فرایندها، ارتقاء سطح کیفیت خدمات و بهبود شرایط را فراهم میکند و مدیران باید از دیدگاههای دلسوزانه اصحاب رسانه استقبال کنند.
این بخش از سخنان او نشان میدهد که در این نگاه، نقد حرفهای نه در تقابل با روند توسعه، بلکه در امتداد آن قرار میگیرد. نقدی که بر پایه واقعیت، شناخت میدانی و نگاه کارشناسانه شکل گرفته باشد، میتواند به روشنتر شدن ابعاد مسائل، شناسایی ظرفیتهای کمتر دیدهشده و ارتقاء سطح کیفیت تصمیمگیری کمک کند. به همین دلیل، رسانه در چنین جایگاهی صرفاً بیانکننده مسائل نیست، بلکه میتواند در مسیر یافتن راهحلها و تکمیل فرآیندهای تصمیمسازی نیز نقش مهمی را ایفا کند.
در عین حال، اثرگذاری نقد حرفهای زمانی کاملتر خواهد شد که امکان انتقال مؤثر آن از فضای رسانهای به حوزه تصمیمگیری نیز فراهم شود. هر اندازه ارتباط میان رسانهها و مدیران بر پایه گفتوگوی پایه، اعتماد متقابل و تبادل دیدگاهها شکل بگیرد، ظرفیت نقد نیز بیشتر در خدمت اصلاح و ارتقاء سطح کیفیت خدمات قرار خواهد گرفت. در چنین شرایطی، رسانه ضمن حفظ استقلال حرفهای خود، مسائل و دغدغههای موجود را مطرح میکند و مجموعه مدیریتی نیز میتواند از این بازخوردها برای شناخت دقیقتر نیازها، انتظارات و واقعیتهای موجود بهره ببرد. نتیجه چنین ارتباطی، شکلگیری چرخهای از گفتوگو و بازخورد خواهد بود که به تدریج زمینه ساز بهبود روندها و ارتقاء سطح کیفیت تصمیمها را فراهم میکند؛ موضوعی که با نگاه مطرحشده از سوی کبیری نیز همخوانی دارد.
رویکردی که از بُعد اجتماعی و مردمی به این حوزه وجود دارد بسیار حائز اهمیت می باشد. کبیری با اشاره به اینکه کیشوندان در مقاطع مختلف با حفظ پویایی و استمرار فعالیتهای خود، جلوهای ارزشمند از همدلی، مسئولیتپذیری و امید به آینده را به نمایش گذاشتهاند، تصریح کرده است: این همراهی، سرمایهای مهم برای ادامه مسیر توسعه و پیشرفت جزیره است. این بخش از سخنان او، بر اهمیت سرمایه اجتماعی در کنار سایر ظرفیتهای اقتصادی و مدیریتی تأکید دارد. توسعه پایدار، تنها با اتکا به زیرساختها یا سرمایهگذاریهای اقتصادی محقق نمیشود، بلکه همراهی مردم، مشارکت اجتماعی و احساس مسئولیت نسبت به آینده یک منطقه نیز از عوامل اثرگذار در این مسیر به شمار میآیند.
سرمایه اجتماعی زمانی بیش از پیش دیده میشود که روایت آن نیز به شکلی دقیق، مستند و مستمر در فضای رسانهای بازتاب پیدا کند. بخش مهمی از شناخت افکار عمومی نسبت به یک منطقه، از باب روایتهایی شکل میگیرد که از مشارکت مردم، فعالیتهای اقتصادی، مسئولیتپذیری اجتماعی و همراهی کیشوندان منتشر میشود. هر اندازه این روایتها منسجمتر و نزدیکتر به واقعیت باشند، تصویر کاملتری از جامعه محلی و ظرفیتهای انسانی کیش در ذهن مخاطبان شکل خواهد گرفت. از همین منظر، پیوند میان مدیران، رسانهها و مردم، تنها به انتشار اخبار محدود نمیشود، بلکه در معرفی سرمایه اجتماعی و بازتاب پویایی جامعه محلی نیز معنا پیدا میکند؛ سرمایهای که در کنار سایر ظرفیتهای جزیره، میتواند در معرفی هرچه بهتر کیش نقش مؤثری ایفا کند.
موضوع بسیار مهمی که از نگاه دیگری به سخنان کبیری در حوزه رسانه پرداخته شده است “جایگاه ملی کیش و پیامدهای آن می باشد.” رئیس هیئت مدیره سازمان منطقه آزاد کیش با بیان اینکه نام کیش برای مردم ایران شناختهشده و ارزشمند است و اخبار مرتبط با این جزیره میتواند بازتاب گستردهای پیدا کند، بر گستردگی انعکاس فراگیر اخبار کیش اشاره دارد که نشاندهنده اهمیت و جایگاه ملی جزیره کیش است و این ظرفیت باید با هماهنگی، دقت و مسئولیتپذیری در مسیر معرفی توانمندیها، فرصتها و دستاوردهای کیش به کار گرفته شود.
این بخش از سخنان کبیری، اهمیت اطلاعرسانی درباره کیش را از زاویهای دیگر نیز برجسته می کند. هر خبری که درباره این جزیره منتشر میشود، تنها برای مخاطبان محلی نیست، بلکه به دلیل جایگاه شناختهشده کیش، در سطح ملی نیز مورد توجه قرار میگیرد. به همین منظور، شیوه روایت اخبار، نحوه بازتاب رویدادها و دقت در انتقال محتواهای خبری، میتواند در شکلگیری تصویری که مخاطبان از کیش در ذهن خود میسازند، نقش تعیینکنندهای داشته باشد. هر اندازه این روایتها دقیقتر، منسجمتر و مبتنی بر واقعیت باشند، امکان معرفی ظرفیتهای اقتصادی، گردشگری و سرمایهگذاری جزیره نیز بیشتر خواهد شد.
این گزارش تحلیلی در ادامه می افزاید: استمرار روایتهای منسجم و هدفمند درباره کیش باعث خواهد شد. زمانی که هر رسانه، ضمن حفظ استقلال حرفهای خود، تصویری دقیق و مستند از واقعیتهای جزیره ارائه دهد، مجموعه این روایتها در کنار یکدیگر به شناخت کاملتری از ظرفیتها، فرصتها و دستاوردهای کیش برای مخاطبان تبدیل می شود. در چنین شرایطی، گستردگی بازتاب اخبار، نهتنها بیانگر جایگاه ملی جزیره خواهد بود، بلکه به فرصتی برای معرفی بهتر قابلیتهای آن نیز تبدیل میشود.
به گفته کبیری: هر محتوای رسانهای درباره کیش میتواند در تصمیم یک خانواده برای سفر، یک فعال اقتصادی برای سرمایهگذاری یا یک مجموعه گردشگری برای توسعه فعالیتهای خود مؤثر باشد و انتظار از رسانهها، انتشار روایتی دقیق و منطبق با واقعیت است؛ روایتی که ضمن بیان مسائل و ارائه نقدهای سازنده، ظرفیتها، دستاوردها و فرصتهای کیش را نیز بهدرستی معرفی کند.
این نگاه، جایگاه رسانه را در فراتر از انتشار روزانه اخبار تعریف میکند. هر گزارش، گفتوگو یا تحلیل، میتواند بخشی از تصویری باشد که در ذهن مخاطبان نسبت به کیش شکل میگیرد و بر تصمیمهای آینده آنان اثر بگذارد. از این رو، روایت دقیق واقعیتها، پرداختن همزمان به مسائل و ظرفیتها و ارائه تصویری متوازن از شرایط جزیره، اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ زیرا مخاطب بر اساس همین روایتها درباره سفر، سرمایهگذاری یا همکاری با این منطقه تصمیم میگیرد.
اگر این چهار بخش را در کنار یکدیگر قرار دهیم، ارتباط میان آنها روشنتر میشود. روایتگری حرفهای رسانهها، بهرهگیری از نقدهای منصفانه، اتکا به سرمایه اجتماعی کیشوندان و جایگاه ملی جزیره، هر کدام بخشی از مجموعه عواملی هستند که میتوانند در معرفی هرچه بهتر ظرفیتهای کیش تاثیرگذار باشند. این عناصر، در کنار یکدیگر، تصویری کاملتر از توانمندیهای جزیره ارائه میکنند و هر اندازه میان آنها هماهنگی بیشتری وجود داشته باشد، امکان معرفی دقیقتر فرصتهای اقتصادی، گردشگری، اجتماعی و سرمایهگذاری نیز افزایش خواهد یافت.
اطلاعرسانی صحیح درباره آرامش، امنیت، زیرساختها، خدمات و برنامههای جزیره، نقش مهمی در حفظ و افزایش اعتماد عمومی دارد. در کنار آن، استمرار روایتهای دقیق، منطبق با واقعیت و مبتنی بر شناخت ظرفیتهای موجود، میتواند جایگاه رسانه را بهعنوان یکی از ارکان اثرگذار در معرفی کیش؛ بیش از پیش تقویت کند. در چنین شرایطی، روایتگری حرفهای، نه صرفاً یک شعار، بلکه بخشی از روند معرفی ظرفیتها، دستاوردها و فرصتهای جزیره خواهد بود؛ روندی که با همراهی مدیران، فعالان اقتصادی، رسانهها و مردم، میتواند تصویری روشنتر، منسجمتر و واقعبینانهتر از کیش در سطح ملی ارائه دهد.
