یادداشت/حبیب حمزهء
هفدهم مردادماه، روزخبرنگار، فرصتی است تا فراتر از شعارهای مرسوم، به بازخوانی جایگاه رسانه درساختار حکمرانی بپردازیم. روزی که یادآور این واقعیت می باشد که رسانه، ابزار توجیه عملکردها نیست، بلکه تریبونی برای انعکاس مطالبات مردم و بستری برای پیگیری خواستههای به حق کیشوندان است. در شرایطی که در هیاهوی تریبونهای رسمی، خبرنگاران مستقل با تکیه بر تعهد حرفهای خود، بار سنگین روایت حقیقت را به دوش میکشند، تکرار این ارزشها در کنار گرامیداشت یاد «شهدای قلم»، نمادی از پایداری بر تعهدات اجتماعی است.
این فرصت بهانهای شد تا چند کلمه ای درخصوص جایگاه رسانه با برخی از مسئولان سخنی گفته باشیم؛ جایگاه خبرنگار به عنوان «چشم و گوش» جامعه، نه یک شعار تشریفاتی، بلکه رکن چهارم دموکراسی و نظارت عمومی است که وظیفه انعکاس مطالبات جامعه را بر عهده دارد. اما در جزیرهکیش، گویی این جایگاه دچار وارونگی شده است. آنچه امروز از سوی برخی مسئولان که حوزه مدیریتشان هیچ سنخیتی در «ارتباط با رسانهها» نیست، تلاش برای «تحت کنترل گرفتن» جریان اطلاعرسانی و تبدیل خبرنگار به بلندگوی پروپاگاندای میباشد.
واقعیت حوزه مطبوعات در انتشار یک یادداشت یا سرمقاله نیست بلکه جستجو در لایههایی از رخدادهای روز جامعه برای پرسشگری و پاسخ به سوالی که از دل مردم و کف جامعه برمی خیزد تا به رویکردهای موجود نگاهی مستقل و آگاهانه بدهد. این مهم یکی از کارکردهای بنیادین مطبوعات آزاد و مسئول، نظارت بر قدرت است. رسانهای که بدون هراس؛ جرأت پیگیری پاسخگویی مسئولان را دارد. تجربه تاریخی نشان داده که هرجا مطبوعات ضعیف یا خاموش عمل کنند، فساد و بیمسئولیتی فرصت رشد بیشتری یافته و هرجا رسانه فعال و مستقل بوده، شفافیت و پاسخگویی نیز افزایش می یابد.
تجربه ماههای اخیر نشان داده که وقتی رسانه رسمی در روایت یک رویداد بزرگ، از شفافیت فاصله میگیرد، این خلأ را رسانههای دیگر چه داخلی و چه خارجی بهسرعت پر میکنند؛ آنگاه بازپسگیری اعتماد ازدسترفته، سالها زمان میبرد.
اتفاق ناخوشایندی که در روزهای گذشته از یک تناقض آشکار خبر می دهد، به طوری که از ادای احترام تا تهدید به شکایت را در عرصه رسانه به تصویر میکشد. به طوری که هر ساله همزمان با «روز خبرنگار»، شاهد برگزاری مراسم های تجلیل تکراری هستیم که در آن مسئولان، خبرنگاران را «عصای دست» و «بازوی مشورتی» خود میخوانند. اما این رویکرد، بیشتر مواقع به محض پایان مراسم و بازگشت به دفترهای مدیریتی تغییر می کند.
واقعیت تلخ این است که به جای پذیرش انتقاد، شاهد استفاده از «تیغ حقوقی» و اهرمهای فشار درونسازمانی برای خاموش کردن صدای خبرنگاری هستیم که با نقد منصفانه در راستای اصلاح امور گام برداشته و این رفتار، نه تنها «نگاه سازنده» نیست، بلکه مصداق بارز سرکوب آزادی بیان و فرار از پاسخگویی است.
مسیری که همیشه برای خبرنگارنماها و یا خبرنگاران سفارشی که سد محکم برای «صدای مردم» هستند هموار بوده است. آنچه در کیش میگذرد، یک تبعیض عریان است. درحالی که برای «رسانههای خنثی» و «خبرنگاران سفارشی» که بیچونوچرا سیاستهای دیکته شده را بازنشر میکنند، فرش قرمز پهن است، خبرنگاران مستقل و مطالبهگر با درهای بسته و دیوارهایی ازجنس «انحصار اطلاعات» مواجه میشوند. برخی از مسئولان باید بدانند که سکوت رسانهها به معنای رضایت مردم نیست، بلکه به معنای مسدود کردن مجرای تنفسی جامعه است.
انتشار گزارشهایی که با تکیه بر واقعیتهای ملموس و رعایت اخلاق حرفهای تهیه و بازنشر شده، حق مسلم رسانه است. اینکه برخی مدیران با ادبیاتی غیراخلاقی وغیرحرفهای، صرفا به دلیل انتشار حقایق موجود در جامعه، خبرنگار را تهدید به شکایت میکنند، نشانه ضعف مفرط مدیریتی است. ورود به عرصه تهدید رسانه، نه در تخصص و نه در جایگاه یک مدیر است. شما مسئول پاسخگویی هستید، نه «بازجو»؛ و خبرنگار موظف به افشای حقیقت است، نه «کاتبِ دستورات» و باید در مسیر انعکاس مطالبات اجتماعی از سوی رسانه ها همراه و انتقادپذیر بود.
جایگاه و رسالت اصلی چند گزارهای”خبرنگاری”را میتوان به چشم وگوش یک جامعه توصیف کرد. مولفهای که چشم بینا از واقعیت های روز جامعه و صداهایی که برای مطالبه گری از دل مردم برمیخیرد؛ ظهور و نمود واقعی پیدا میکند.
گاهی مواقع گزارشهاییکه مبتنی بر اسناد و مدارکهای موجود نه برای هتک حرمت بلکه با رعایت موازین اخلاقی وشرعی صرفا برای بازدارندگی و تلنگری برای جلوگیری از تکرار آن در سطح جامعه انعکاس پیدا میکند. خبرنگار با واژهگانی غیرحرفهای (تهدید به شکایت) که در دستور کار برخی از مسئولان قرار گرفته است، مواجه میشود.
سخن آخر؛ این واقعیت را قلبا درک و به آن باور داشته باشیم که با ابزار حقوقی تحت اختیار برخی از مجموعهها نمیتوان حقیقت را سانسور کرد. استفاده از ابزارهای حقوقی و نهادهای نظارتی برای حذف محتواهای انتقادی، راهکارِ منطقی و درست نیست. امروز جامعه کیش بیش از هر زمان دیگری به شفافیت نیاز دارد. دوران «روابطعمومیخوانی» به جای «خبرنگاری» رو به پایان است.
به جای صرف انرژی برای شکایت و تهدید، به فکر رفع ناهنجاریهایی باشید که خبرنگاران صادقانه آنها را فریاد میزنند. جامعه، کور و کر نیست؛ و قلمهای مستقلی که برای حقیقت مینویسند با این رفتارهای قهری خاموش نخواهند شد.
